خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست!

    خلاصه همینمان کم مانده بود که بر ستون* جناب شریعتمداری نقد بنویسیم! اما به دعوت یکی از دوستان:

    - سال 1359- دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی - در آمریکا کتابی با عنوان «دین و سیاست» چاپ و منتشر شده بود که یکی از برادران دانشجو نسخه‌ای از آن را برای نگارنده ارسال کرده بود. در این کتاب که امروزه در آرشیو دفتر سیاسی سپاه موجود است، آمده بود «هنگامی که گفته می‌شود دین باید از سیاست جدا باشد، تصور عمومی و حتی بسیاری از عالمان دینی آن است که هر یک از دو مقوله دین و سیاست به طور جداگانه در بستر مخصوص به خود حضور داشته و فعالیت کنند. اما این برداشت اگر در حوزه مسیحیت امکان‌پذیر باشد، در اسلام ناممکن است زیرا، اسلام در امور سیاسی نیز مانند امور فردی و شخصی افراد دارای نظر و دستورالعمل است و دستورالعمل‌های سیاسی اسلام برای مسلمانان دقیقا مثل دستوراتی که در زندگی فردی و اخلاقی ارائه کرده است، لازم‌الاجرا بوده و بخش جدانشدنی از دین تلقی می‌شود». نویسنده در ادامه به موفقیت غرب و جریان مدرنیته در جداسازی دین و سیاست و به حاشیه بردن دین در کشورهای اسلامی اشاره کرده و ابراز نگرانی می‌کند که با انقلاب اسلامی در ایران، این روند ناپایدار و شکننده خواهد بود و می‌نویسد «با توجه به آمیختگی دین و سیاست در اسلام، وقتی می‌گوئیم دین از سیاست جداست، مقصود ما آن است که دین به نفع سیاست خودکشی کند»! و با تأسف! می‌گوید؛ «این نکته‌ای است که فقط ]امام[  خمینی به آن پی برده و انقلاب اسلامی را برپایه آن پدیده آورده است».

    اولا که ایشان از کتابی نام میبرد که ظاهرا نویسنده و شماره صفحه ندارد! و ذکر این نکته ضروری است که در امریکا شما برای انتشار کتاب هیچگونه مجوزی احتیاج ندارید. یعنی هر کسی هر خزعبلاتی را میتواند چاپ کرده و بفروشد بدون این که از ممیزی خاصی رد شود، تنها در صورت دعوت دیگران به خشونت ناشر و نویسنده مسئول خواهند بود.

    اسلام و مسیحیت دو دین پر طرفدار و بزرگ دنیا هستند، اما این یک "تصویر دروغین" است، این طرفداران میلیاردی ارتباط خاصی با هم ندارند، برداشتشان از دین یکی نیست و در مواقع بسیاری دشمن یکدیگر هستند (در همین ایران ما شاید دور از واقعیت نباشد اگر ادعا کنیم برادران اهل سنت مشکلات بیشتر دارند تا برادران اهل کتاب!) این که "در مسیحیت میتوان دین را از  سیاست جدا کرد و در اسلام نمیتوان این کار را کرد" یک جمله ی اساسا بی معنیست! هم در اسلام و هم در مسیحیت هم میتوان این کار را کرد، و هم نمیتوان!

    مثال در امریکا:

    بزرگترین رهبران برابری نژادی در امریکا کلیساها و پدران روحانی مسیحی سیاه پوست بودند؛ همانها در همان موقع از طرف عده ای مورد انتقاد بودند که چرا دین را وارد سیاست میکنند! و دشمنانشان به سنت مذهبی مسیحی رجوع میکردند که نشان بدهند سیاهان از سفیدپوستان پایین تر و پست تر هستند و برده داری را خداوند قسمت سیاهپوستان قرار داده است.


    2- دیروز رهبر معظم انقلاب در دیدار مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌های علمیه تهران، «هدایت فکری و دینی» را در کنار «هدایت سیاسی» و «راهنمایی و حضور در عرصه خدمات اجتماعی»، سه وظیفه اصلی روحانیت دانسته و با اشاره به شبهه‌افکنی‌های این روزها و تزریق افکار منحرف و غلط در ذهن جوانان، مقابله با این شبهه‌افکنی‌ها را جهاد بزرگ معرفی کرده و فرمودند «این میدان، میدان واقعی جنگ است و روحانیون و طلاب باید مسلح و آماده وارد عرصه مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند». حضرت ایشان از «اسلام ارتجاعی» و «اسلام آمریکایی»  به عنوان دو لبه یک قیچی یاد کردند که به مقابله با «اسلام ناب محمدی(ص)» برخاسته‌اند.
    و اما، دو لبه این قیچی و این دو اسلام انحرافی را که رهبر معظم انقلاب از آن یاد کرده‌اند در کجا باید جست‌وجو کرد و به مقابله با آن رفت؟ بخوانید!

    تنها یک نکته: در اکثر کشورهای دنیا تعداد انسان هایی که خود را "غیروابسته به ادیان حاضر دنیا" میدانند در حال افزایش است. از عوامل کمک کننده به این روند البته میتوان به 1. جنگ های مذهبی(داعش، القاعده، بوکوحرام،)، 2. حکومت های بسته ی مذهبی، احزاب مذهبی که مخالف آزادی مردم و برابری جنسی و نژادی و ... هستند (مانند جمهوری خواهان در امریکا و اصولگرایان در ایران)، 3. کشتارهای پی در پی و آزار مذهبی (مانند امپراطوری عثمانی و هولوکاست نازی ها و مسیحیان صربستان و کمونیستهای شوروی سابق و چین و مسیحیان/مسلمانان رواندا و یهودیان اسرائیل و ...) در قرن اخیر و قرنهای قبلتر نام برد.

    اما جدای از همه اینها این تفکر جدید به نیازها این مردم جوابهای بهتری میدهند (یا اصلا جوابی میدهد!) اگر ما مشکلی با این مساله داریم باید اینجا را نگاه کنیم... این مساله در ایران غیرقابل حل است، جز به یک شرط: که آنها که بی اعتقاد به اسلام هستند یا مخالف اسلام هستند آزادی داشته باشند که بدون ترس از عقوبتی و مجازاتی نظر خود را بیان کنند! و گر نه تمام این حرف ها باد هواست! کسی که مشکل با مذهب دارد که گوش به حرف روحانی آن مذهب نمیدهد! از این ساده تر ممکن است؟؟
    3- اصلی‌ترین ویژگی‌«اسلام ارتجاعی» اعتقاد به جدایی دین از سیاست است و اصلی‌ترین خصوصیت «اسلام آمریکایی» عدم اعتقاد به ظلم‌ستیزی و مبارزه با ظالمان و ستمگران است. این دو اسلام درگذشته هر یک در بستر خاص خود حرکت می‌کردند و گاه از یکدیگر جدا و حتی در تقابل با هم نیز تلقی می‌شدند. اما به مصداق «الکفر ملهًْ واحده - کفر یک جریان واحد است» و به گواه «فماذا بعد الحق الا الضلال- بعد از حق هر چه هست گمراهی است» بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور موثر «اسلام ناب‌محمدی(ص)» در عرصه، هر دو جریان انحرافی یاد شده به هم پیوستند و امروزه به قول حضرت آقا، نقش دو لبه یک قیچی را برعهده دارند چگونه؟!

    جدایی دین از سیاست را ایشان (احتمالا به عمد و برای ترساندن مخاطبان) اشتباه معرفی میکنند، جدایی دین از سیاست به این معنا گرفته میشود که قوانین مذهبی برای این که قانون حکومتی بشوند باید از فیلتر عقل و عرف و رای مردم رد بشوند. در همین امریکا که کشوری سکولار و مذهبی است سیاسیون بسیاری بر ضد سقط جنین و ابزارهای پیشگیری از بارداری قانون وضع میکنند چون رای دهندگان آنها اکثرا مسیحی کاتولیک هستند (در واقع البته اینها بازیهای سیاسیست برای جذب آرا و خیانت اقتصادی به مردم که بحثش جداست.). در همین ایران اسلامی ما هم البته در قانون وام های با بهره فراوان است و آقایان حرامترین حرام خدا را بر حسب ضرورت حلال کرده اند؛ اگر میتوان در یک حکومت اسلام بهره و سود داشت، همه چیز دیگر هم میتوان داشت!!!
    4- جریانی که معتقد به جدایی دین از سیاست است، چه بداند و چه نداند - که بسیاری از آنها می‌دانند و با کانون‌های بیگانه پیوند ارگانیک دارند - بیرون از دایره اسلام قابل ارزیابی هستند چرا که به قول حضرت‌امام(ره) و به گواهی شواهد موجود، بیشترین احکام و آموزه‌های اسلامی مربوط به سیاسیات و اجتماعیات است و فقط بخش بسیار اندکی از آن به احوال شخصی و تکالیف فردی مربوط می‌شود. بنابراین به وضوح می‌توان نتیجه گرفت کسانی که جدایی دین از سیاست را ترویج می‌کنند، خواستار تعطیلی احکام و قوانین اسلام هستند که در این صورت اگر هم متوجه نباشند - که انشاءالله نباشند - به کفر نزدیکتر از اسلام هستند.
    حضرت امام(ره) در صفحه 11 کتاب ولایت‌فقیه می‌فرمایند؛
    «نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن از نسبت صد به یک هم بیشتر است. از یک دوره کتاب حدیث که حدود پنجاه کتاب است و همه احکام اسلام را دربر دارد، سه، چهار کتاب مربوط به عبادات و وظایف انسان نسبت به پروردگار است. مقداری احکام هم مربوط به اخلاقیات است و بقیه، همه، اجتماعیات و اقتصادیات، حقوق و سیاست و تدبیر جامعه است».
    نسبت «یک به صد» یعنی احکام و آیات مربوط به اجتماعیات و سیاسیات صد برابر آیات مربوط به احوال فردی و شخصی است. بنابراین کسانی که دین را جدای از سیاست می‌دانند و این عقیده انحرافی را ترویج می‌کنند، بخش اعظم و گسترده‌ای از دستورات اسلامی را قابل اجرا نمی‌دانند و این، نمی‌تواند مفهومی غیر از کنار گذاشتن اسلام داشته باشد. این جماعت در مقابل استدلال مورد اشاره، مدعی هستند که ضرورت اجرای دستورات سیاسی و اجتماعی اسلام را انکار نمی‌کنند ولی معتقد به اجرای آن در دوران غیبت نیستند!
    مفهوم این سخن آن است که امامت در دوران غیبت تعطیل شده است، و امام زمان - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - در دوران غیبت کبری منشأ اثر نیستند! و عجیب آن که جماعت یاد شده سنگ پیروی از امام زمان علیه‌السلام را هم به سینه می‌زنند!

    مهمترین سوال اینجاست: تکلیف مردم ایرانی که به اسلام شیعی به هر دلیلی دلبستگی ندارند چیست؟ یا آنها که به این برداشت مخالفند؟ اگر آنها اکثریت باشند چه؟
    5- اسلام آمریکایی همه ظواهر اسلامی نظیر، حج، نماز، روزه، خمس، زکات و... را دارد و اصلی‌ترین تفاوت آن با اسلام ناب محمدی(ص)، آن است که ظلم‌ستیز نیست و به مقابله با سلطه‌جویی، زورگویی، غارتگری و خونریزی نظام سلطه و سایر حاکمان ظالم و ستمگر، اعتقادی ندارد. نسبت اسلام ناب محمدی(ص) به اسلام آمریکایی نسبت «آب و سراب» است. اسلام آمریکایی هم ظاهر اسلام را دارد و مانند سراب می‌تواند تشنه را به خود جلب کند ولی از آنجا که ظلم‌ستیز نیست و در مقابل زورگویان و سلطه‌گران از ملت‌های مظلوم دفاع نمی‌کند، تشنگان عدالت را سیراب نکرده و در برهوت رها می‌سازد.
    حضرت امام(ره)، از اسلام آمریکایی با عنوان؛ «اسلام ابوسفیان، اسلام ملا‌‌های کثیف درباری، اسلام مقدس‌نماهای بی‌شعور حوزه‌های علمی و دانشگاهی، اسلام نکبت و ذلت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه‌داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها» یاد می‌کند.

    اولا که این اسلام که میفرمایند ربطی به امریکا ندارد؛ اگر هم ربطی به نیروی خارجی داشته باشد به بریتانیا مربوط است. ثانیا که این اسلام خیلی هم ایرانی و صفوی است! طوری صحبت میکنند که انگار از صفویه تا انتهای قاجار ما همه انقلابیان و ایده آل گرایان بودیم و انگلیسیها و امریکایی ها دین ما را عوض کردند!!!
    نزدیکترین فرقه اسلام به امریکا هم وهابیت است، که اتفاقا اصلا سکولار نیست! اگر چشمی و عقلی در کار باشد این نکته احتیاجی به توضیح ندارد.
    6- کانون اصلی اسلام ارتجاعی و اسلام آمریکایی طی چند دهه اخیر اگرچه «وهابیت» بوده است ولی متاسفانه در دوران طاغوت و مخصوصا بعد از دو نهضت تنباکو و ملی شدن صنعت نفت، به تدریج رد پای هر دو شاخه یاد شده به ایران نیز کشیده شده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی برای مدتی به حاشیه رفت اما امروزه شاهد حرکت مرموز و خزنده هر دو شاخه مورد اشاره هستیم. دو شاخه‌ای که در یک نقطه به هم رسیده و علیه آموزه‌های انقلاب اسلامی و اسلام ‌ناب محمدی(ص) با هم گره خورده‌اند و هر دو به گونه‌ای غیرقابل انکار از یک کانون بیرونی تغذیه می‌شوند. جریان آلوده‌ای که فتنه 88 را رقم زد و امروزه گشایش اقتصادی و رفع همه مشکلات را در همراهی با آمریکا جست‌وجو می‌کند در بستر اسلام آمریکایی قابل تعریف است. این جریان، ایستادگی در مقابل باج‌خواهی دشمنان بیرونی و مخصوصا آمریکا را «تنش‌آفرینی»! و دفاع از منافع ملی را «تندروی» و «افراطی‌گری» می‌داند ... و از طریق رسانه‌هایی که با سخاوتمندی - البته غیرقابل توجیه - نظام در اختیار دارد و پشتیبانی سیاسی و رسانه‌ای دشمن به بزک کردن چهره نفرت‌انگیز و خونریز آمریکا مشغول است.
    از سوی دیگر جریان اسلام ارتجاعی نیز با بهره‌گیری از دهها شبکه ماهواره‌ای نظیر «سلام»، «امام حسین یک و دو و سه» «مرجعیت»، «فدک» و... که مستقیما از سوی آمریکا و انگلیس در اختیار آنان قرار گرفته است، علیه انقلاب اسلامی - بخوانید اسلام ناب محمدی(ص)- یاوه‌سرایی می‌کنند... و این رشته سر دراز دارد که در فرصتی دیگر همراه با اسناد وابستگی و مزدوری این جریان به آن خواهیم پرداخت.

    تاریخ جناب شریعتمداری جز امریکا و انقلاب ایران هیچ ندارد! شما یک نگاهی با راست گراها و صهیونیستها امریکا بیندازید ببینید از دست مذاکره کنندگان ایرانی چه آتشی گرفته اند!
    شما تنها یک سوال را به من جواب بدهید: کل داستان "ایستادگی و پایمردی" جناب احمدی نژاد چه ضرری به امریکا زد؟ جز این است که بزرگترین کمک ها را عزیزان به اسرائیلی ها می رسانند؟ اگر پولی از خارج به ایران میآید قطعا به جیب این عزیزان میرود. اندک شعوری اگر امریکاییها داشته باشند کیهان را حمایت مالی میکنند و هر روزه آن را به مردمشان نشان میدهند که "ببینید از اینهاست که شما باید بترسید!"


    7- هر دو جریان «اسلام ارتجاعی» و «اسلام آمریکایی» برای ترویج آموزه‌های انحرافی خود از شگرد «انگاره‌سازی IMAGE   MAKING» بهره می‌گیرند. «انگاره» تصویری غیرواقعی از واقعیت است که می‌تواند برای مخاطب گمراه‌کننده باشد. پیش از این در کیهان به ترفند انگاره‌سازی و کاربرد آن پرداخته‌ایم و در مختصر پیش‌روی تنها به این بسنده می‌کنیم که شکافتن پوسته انگاره‌ها با توجه به استحکام عقلی و علمی آموزه‌های اسلامی به آسانی امکان‌پذیر است در این حالت، چهره‌ واقعی اسلام آنگونه که واقعا هست ارائه می‌شود که به قول حضرت امام(ره) «دنیا تشنه آن است» و به هر نقطه‌ای که رفته است، حرکت‌های معجزه‌گون آفریده است.
    ... آنان که از این حلقه بیرونند، یوسف ندیده، زلیخا را ملامت می‌کنند.
    گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
    روا بود که ملامت کنی زلیخا را

    حسین شریعتمداری

     

    در انتها به جناب دوست (امیدوارم این دفعه جوابی هم بدهید به جای یک کامنت گذاشتن و رفتن!):

    1.

    اگر مهمترین مولفه اسلام ناب ظلم ستیزی است، کجاست فریادهای وا اسلامای مسلمانان وقتی ظلمی به کسی درون ایران میشود؟ چرا تمام این اسلام داخل ایران صرف دخالت در فضای خصوصی مردم (مانند عروسی ها و یا کانال های اینستاگرام) میگردد؟ کی بوده آخرین باری که یک روحانی بلند شود و فریاد بزند که "ای وای در حکومت اسلامی به سنیان و بهائیان و ... ظلم شده است!" کدام روحانی شیعه رساله حقوق امام سجاد ع را در دهان اصحاب حکومت کوبیده که: ز پیامبر صلی الله علیـه و اله و سلم بما رسیده است که فرمود : کسیکـه کافـرذمی و معاهد را مورد ظلـم قرار دهد من خصم او خواهم بود . پس تقوای الهی را پیشه کن و قوتی نیست مگر به خداوند متعال .

     2.

    اگر جدایی دین و سیاست مهمترین مولفه اسلام امریکایی است؛ چطور بزرگترین و مهمترین متحد "اسلام ناب محمدی ص" بشار اسد سکولار در سوریه است؟ این جمله از اسد را نگاه کنید: “We are the last stronghold of secularism and stability in the region and coexistence, let’s say, it will have a domino effect that will affect the world from the Atlantic to the Pacific and you know the implication on the rest of the world,” Syrian President Bashar Al-Assad told RT in an exclusive interview that will air on Friday, November 9.

    https://www.rt.com/news/assad-exclusive-interview-syria-240/

    این همان کسی است که حکومت ما به جای نصیحت او در دقت و پرهیز از کشتار بیگناهان در هنگام جنگ با سلفی ها، به او کمک نظامی میکند!

    چطور این همه سکولاریسم و جدایی دین از سیاست شامل اسلام امریکایی شما نمیشود؟

    3.

    اصلا ما که این همه جدایی دین و سیاست داریم در ایران! ما جلوی حج مردم را به خاطر مشکل سیاسی با آل سعود میگیریم! از این غیراسلامی تر؟ ما این همه ربا را در ایران حلال و قانونی کرده ایم، از این سکولارتر؟ بنده شخصا مشکل خاصی با این تصمیمات ندارم (هر چند با این که حکومت برای حج مردم تصمیم بگیرد مخالفم!) اما حالا که "شرایط ایجاب میکند"؛ بیایید بگذاریم کسانی که به مشروبات الکلی علاقه دارند و مسلمان نیستند به آن دسترسی داشته باشند که این همه جان انسان ها در اثر استفاده از مشروبات غیراستاندارد گرفته نشود؛ این غیراسلامی تر از قانونی کردن ربا نیست، قول میدهم! یا بگذاریم روشنفکران در نقد اسلام و شیعه کتاب چاپ کنند، هر کسی که مشکل دارد آن کتاب ها را نخواند، پز آزادیش را هم در دنیا بدهیم؛ مخصوصا که امروزه هر کس هر چه میخواهد میتواند از وبسایت ها به دست بیاورد و ما خودمان را مسخره کرده ایم با این سانسور کردن ها!

    4.

    اگر ظلم ستیزی در صحنه جهانی اولویت شماست، لطفا برای من مشخص کنید حکومت ما جلوی کدام ظلم را در این 40 سال اخیر در عرصه بین المللی گرفته است؟

    با حرف زدن و ترساندن مردم شاید بتوان به منافع قدرت ها ضربه زد؛ اما ادعای شروع یک حرکت جهانی برای عدالت با این وجود خنده دار است! کدام کشور دنیا را میخواهید دنبال مسابقه کاریکاتور هولوکاست راه بیندازید؟!

    (پ.ن. در جواب خواهید گفت که در امریکا مسابقه کاریکاتور پیامبر ص هست؛ بگذارید بگویم، در امریکا مسیح ع ده ها و صدها برابر پیامبر اسلام ص مورد شوخی و انتقاد و تمسخر قرار میگیرد و کسی نه ککش میگزد نه نویسنده تهدیدی میشود! اما در ایران تنها کاریکاتور موافق امثال حسین شریعتمداری آزادی دارند...)

    5.

    اصلا چرا اولویت ما باید جلوگیری از ظلم های امریکا و جنایات امثال صدام باشد؟ ما که تاثیری بر آنها نداریم! صحبت از جنایات پاکستان و آل سعود و اسرائیل برای ما مانند صحبت از جنایات داعش و القاعده و مشکلات جهان اسلام برای روشنفکران امریکاییست. صحبت از جنایات دشمن آسان است و بی مصرف! مانند تحلیل جنایات اسکندر مقدونی است؛ هیچگونه ارزش اخلاقیی ندارد!

    البته در موافق داشتن دید واقع بینانه از دنیا هستم، و فهمیدن نقش امریکا در خاورمیانه برای ما اساسیست، اما ظلم ستیزی را باید از حکومتی که نام حضرت امیر ع را بر خود دارد شروع کرد...

    6.

    جواب این پنج سوال من را بدهید؛ بحث را ادامه خواهیم داد.

     

    * منبع :

    http://kayhan.ir/fa/issue/716/2


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : اسلام ,سیاست ,اسلامی ,امریکا ,است، ,انقلاب ,انقلاب اسلامی ,اسلام آمریکایی ,اسلام هستند ,داشته باشند ,دوران غیبت ,پیروزی انقلاب اسلامی ,مهمترین مولفه اسلام ,
    قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده